پرش به محتوا

واقعیت ایستا نیست!

جوامع بر اساس مناسبات بنا شده اند که این مناسبات می توانند، متفاوت و در تضاد با مناسبات جوامع دیگر باشند. این مناسبات هستند که جامعه را به طبقه‌های مختلف تقسیم می‌کند، بنابراین توده‌ها تصویری از جامعه، مناسبات، جهان و واقعیت‌ها دارند که هیچ چیز تغییر نمی‌کند، همه چیز ثابت و برجاست و مناسبات همیشه همین‌گونه باقی می‌ماند. آن‌قدر این را در ذهن‌شان تکرار می‌کنند که به باورشان می‌شود. به همین دلیل نه سوالی، نه نگرانی‌های، نه اعتراضی، نه اعتراضی، نه

انتقادی، نه به انتقادی مستقیمی که همه چیز را قبول می‌کنند که پایه‌ای از اعتراضی ندارند! نبايد به جهانيان و افراد حقيقت‌ها برخورد كنند، نبايد به تضادهاي عيني نشويم. تضادها می‌توانند بزرگ و کوچک را تغییر دهند، گاهی اوقات تضادها تغییر می‌کنند، اما گاهی بزرگی که ماهیت موضوع را تغییر می‌دهد. باید تغییر کرد در این تضادها که می‌آید را نظر بگیریم.

ولی گفتیم توده‌ها بدون چون و چرایی همه چیز را قبول کردند و قبول کردند، آن‌ها مناسب‌اند که باعث تناقض‌شان با قانون طبیعت یا حکمی از طرف سرمایه‌داران و اربابان‌شان می‌شود که در مقابل هیچ‌کس نمی‌تواند این کار را انجام دهد و این را نمی‌کند.

همراه ما باید به آن‌ها بدهند که در عمل مهم کنجکاوی سیرناپذیر باشند، فکر کنند که برخی از روش‌های علمی را می‌دانند، توده‌ها باید سوال کنند، علاقه‌مند باشند، نسبت به وضعیت موجود و شرایط جامعه و جهان ببینند انتقادی داشته باشند، باید دنبال پاسخ می‌باشند، باید هر موضوعی را به شما بکشید، نسبت به هر موضوعی که باید به آن انتقاد کنید. این گونه از حساری که در اطراف می‌شوند، می‌شوند، زیرا نسبت به پدیده‌ها شناخت انتقادی می‌شوند و زمانی که شناختی بر واقعیت وجود دارد (واقعیتی که ایستا نیست) از قید آن می‌شوند. این گونه آنها نه تنها در جهان حضور دارند، بلکه همراه با جهان همگام هستند.

نویسنده: کبرا سالاری

به اشتراک بگذارید